صبح امروز، خیابان تاریخی لالهزار تهران شاهد حادثهای تلخ بود؛ حریق گستردهای که سینمای قدیمی و متروکه ایران را به کام خود کشید. این واقعه، نه تنها زیانی به بافت شهری وارد آورد، بلکه بار دیگر توجهات را به وضعیت بناهای تاریخی و فرسوده پایتخت جلب کرد و اهمیت حفظ میراث فرهنگی را یادآور شد.
جزئیات حریق سینمای ایران و عملیات نفسگیر آتشنشانان
جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران، در گفتوگو با رسانهها اعلام کرد که ساعت ۶:۵۶ صبح امروز، خبر وقوع حریق در یک سینمای دو طبقه متروکه واقع در خیابان لالهزار، نرسیده به خیابان جمهوری اسلامی، به سامانه ۱۲۵ اطلاع داده شد.

بلافاصله پس از دریافت گزارش، نیروهای متخصص از پنج ایستگاه آتشنشانی، به همراه تجهیزات ویژه از جمله نردبان هیدرولیکی و خودروی تنفسی، به محل حادثه اعزام شدند. گستردگی آتشسوزی به حدی بود که با رسیدن تیمها، سینمای ایران به طور کامل در شعلههای آتش میسوخت. با حضور مدیرعامل سازمان آتشنشانی در صحنه، عملیات اطفای حریق با سرعت و جدیت آغاز شد. ملکی افزود که اگرچه بخشهای عمدهای از آتشسوزی مهار شده و عملیات شعلهزنی با موفقیت انجام گرفته است، اما سرایت حریق به انبارهای مجاور سینما، چالشهای جدیدی را برای آتشنشانان ایجاد کرده است. خوشبختانه، تا این لحظه هیچ مورد مصدومیت یا تلفات جانی در این حادثه حریق گزارش نشده است.
سینمای ایران: میراثی فرهنگی در قلب لالهزار تهران
سینمای ایران، یکی از دهها سینما و تماشاخانه قدیمی است که در روزگاران نه چندان دور، خیابان لالهزار را به قطب فرهنگی و هنری پایتخت تبدیل کرده بود. لالهزار، زمانی به "شانزلیزه تهران" یا "برادوی ایران" شهرت داشت و میزبان جمعیت کثیری از هنردوستان بود. این خیابان با سالنهای سینمایی چون مایاک، رکس، تابان، کریستال و البته سینمای ایران، خاطرات بسیاری را در دل خود جای داده است. با گذر زمان و تغییرات اجتماعی و اقتصادی، بسیاری از این مراکز فرهنگی رو به فراموشی و تخریب گذاشتند. سینمای ایران نیز، سالها بود که متروکه مانده و تنها یادگاری از دوران طلایی خود را در کالبد فرسودهاش حفظ کرده بود، تا اینکه این حریق به کلی سرنوشت آن را تغییر داد.
ضرورت بازنگری در حفظ بناهای تاریخی و بافت فرسوده شهری
این حادثه حریق در سینمای ایران، بار دیگر زنگ هشدار را برای مسئولان و متولیان میراث فرهنگی و شهری به صدا درآورد. بناهای متروکه و فرسوده، نه تنها به لحاظ بصری به چهره شهر آسیب میزنند، بلکه به دلیل عدم نگهداری و استانداردهای ایمنی پایین، همواره در معرض خطراتی چون آتشسوزی و ریزش قرار دارند. چالشهای مرتبط با بناهای تاریخی متروکه در بافتهای فرسوده شهری عبارتند از:
بالا بودن ریسک حریق به دلیل وجود مواد قابل اشتعال قدیمی و تاسیسات فرسوده.
دشوار بودن عملیات امداد و نجات در سازههای ناایمن و راههای دسترسی محدود.
حفظ این بناها، نه تنها به معنای صیانت از آجر و سنگ نیست، بلکه به مثابه نگهداری از بخشی از هویت و تاریخ یک شهر و نسلهای گذشته آن است. این گونه حوادث، اهمیت برنامهریزی جامع برای بازسازی، ایمنسازی و احیای این گنجینههای شهری را بیش از پیش آشکار میسازد تا دیگر شاهد چنین حریقهایی در میراث فرهنگی نباشیم.
مطالب مرتبط
- تهدید تجاری دوباره ترامپ: تایلند و کامبوج زیر سایه تعرفههای آمریکا
- عملیات موفق پلیس خواف؛ بیش از ۶ کیلوگرم مواد مخدر کشف و ۳ قاچاقچی دستگیر شدند
- خراسان شمالی در آستانه ورود سامانه بارشی و موج یخبندان شبانه قرار گرفت
- آخرین قمر در عقرب پاییز و آذر ۱۴۰۴ روز پنجشنبه ۲۰ آذر خواهد بود و فضیلت خواندن دعاها و اذکار در این زمان توصیه شده است.

«سلام من مهناز رستمی هستم؛ ۴۰ ساله و با بیش از ۱۸ سال تجربهی حرفهای در عرصهی روزنامهنگاری و خبر. مسیر کاریام را از علاقهی عمیق به نوشتن و روایت واقعیت آغاز کردم و در این سالها تلاش کردهام خبر را نه فقط بهعنوان یک گزارش ساده، بلکه بهعنوان ابزاری برای آگاهیبخشی، ایجاد گفتوگو و ارتقای سطح دانش جامعه ارائه کنم.
دارای مدرک کارشناسی هستم و در طول این سالها در رسانههای مختلف فعالیت کردهام؛ از پوشش خبرهای روز گرفته تا نگارش تحلیلهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. همواره کوشیدهام با قلمی روان، نگاه نقادانه و توجه به جزئیات، محتوایی تولید کنم که برای مخاطبان هم جذاب و هم قابل اعتماد باشد.
اصول کاری من بر پایهی صداقت، سرعت و دقت بنا شده است. باور دارم که خبرنگار باید هم چشم بینای جامعه باشد و هم صدای آن؛ بنابراین همیشه تلاش کردهام روایتهایم فراتر از انتقال اطلاعات باشند و به شکل تحلیلهای اثرگذار در ذهن خواننده باقی بمانند.
در «چکاوک سحر» هدف من این است که خبرهای معتبر و تحلیلهای کاربردی را در اختیار مخاطبان قرار دهم؛ محتوایی که هم برای خوانندگان عمومی و هم برای متخصصان حوزههای مختلف ارزشمند باشد. من اعتقاد دارم که خبر کوتاه و موجز، اگر درست و دقیق نوشته شود، میتواند بیش از هر متن طولانی تأثیرگذار باشد.
امروز، پس از سالها تجربه، همچنان با همان انگیزهی اولیه قلم میزنم؛ با این باور که هر خبر درست میتواند دریچهای تازه به جهان باز کند و هر روایت صادقانه میتواند اعتماد و آگاهی را در جامعه گسترش دهد.»