تجارت خارجی ایران در ماههای اخیر با یک متغیر جدید و تعیینکننده مواجه شده است؛ اختلال در مسیرهای اصلی حملونقل دریایی در منطقه. تداوم درگیریهای نظامی و افزایش نااطمینانی در خلیج فارس و دریای سرخ باعث شده شرکتهای حملونقل، صاحبان کالا و فعالان تجارت خارجی بیش از گذشته به مسیرهای جایگزین زمینی و هوایی توجه کنند.
تازهترین دادههای مربوط به تردد کشتیها نیز نشان میدهد وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز همچنان با شرایط عادی فاصله دارد. بر اساس دادههای اولیه رهگیری کشتیها، روز چهارشنبه تنها سه شناور تجاری از این مسیر عبور کردند؛ در حالی که میانگین ۱۰ روزه حدود ۱۷ شناور در روز بوده است. البته بخشی از شناورها ممکن است با خاموش کردن سامانه شناسایی خود از دید سامانههای ردیابی خارج شده باشند.
این شرایط یک پرسش مهم را برای تجارت ایران مطرح میکند: اگر محدودیتهای منطقهای و اختلال در مسیرهای دریایی ادامه پیدا کند، تجارت ایران به چه سمتی خواهد رفت؟
تجارت ایران تا چه اندازه به مسیرهای دریایی وابسته است؟
بخش قابلتوجهی از تجارت بینالمللی ایران از مسیر دریا انجام میشود. بنادر جنوبی کشور، بهویژه در محدوده خلیج فارس و دریای عمان، نقش مهمی در ورود کالاهای اساسی، مواد اولیه، تجهیزات صنعتی و همچنین صادرات محصولات ایرانی دارند.

به همین دلیل، هرگونه محدودیت در تردد کشتیها میتواند تنها هزینه حمل را افزایش ندهد؛ بلکه زمان تحویل کالا، هزینه بیمه، برنامهریزی شرکتهای بازرگانی و حتی موجودی کالا در بازار را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که اختلال فقط به یک بندر یا یک مسیر محدود نباشد و بخش مهمی از شبکه حمل دریایی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
در روزهای اخیر، کاهش تردد در تنگه هرمز همزمان با افزایش تنشهای نظامی منطقه گزارش شده است. دادههای مربوط به بابالمندب نیز کاهش عبور شناورها را نشان میدهد و این وضعیت میتواند فشار بیشتری بر مسیرهای جایگزین وارد کند.
آیا میتوان تجارت دریایی را با حمل زمینی جایگزین کرد؟
پاسخ سادهای برای این سؤال وجود ندارد.
حمل زمینی برای برخی کالاها و برخی مقاصد میتواند جایگزین بخشی از مسیر دریایی شود، اما ظرفیت آن با حمل دریایی قابل مقایسه نیست. یک کشتی میتواند حجم بسیار زیادی کالا را در یک سفر جابهجا کند، در حالی که انتقال همان حجم از کالا با کامیون به تعداد زیادی وسیله نقلیه نیاز دارد.
با این حال، حمل زمینی یک مزیت مهم دارد: انعطاف در انتخاب مسیر.
اگر یک مسیر دریایی با محدودیت مواجه شود، شرکتها میتوانند برای بخشی از کالاها مسیرهای زمینی کشورهای همسایه را بررسی کنند. این گزینه بهخصوص برای تجارت منطقهای با کشورهای قفقاز، ترکیه، آسیای مرکزی و برخی بازارهای اروپایی اهمیت پیدا میکند.
به همین دلیل، در صورت ادامه محدودیتهای دریایی، احتمال افزایش تقاضا برای ظرفیتهای حمل جادهای و مرزی وجود دارد؛ هرچند افزایش تقاضا میتواند خود به افزایش هزینه حمل و ایجاد صف در برخی مرزها منجر شود.
نوردوز و ارمنستان؛ یک مسیر مهم در تجارت زمینی ایران
یکی از اتفاقات قابلتوجه روزهای اخیر در این زمینه، توافق ایران و ارمنستان برای ایجاد یک کریدور گمرکی سادهشده در مرز نوردوز–مغری است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مقامهای گمرکی دو کشور برای ایجاد این سازوکار توافق کردهاند و هدف آن تسهیل جریان کالا، استفاده بیشتر از تبادل الکترونیکی اطلاعات و سادهتر شدن برخی فرآیندهای کنترلی در مرز است.
این توافق لزوماً به معنای جایگزینی تجارت دریایی با مسیر ارمنستان نیست؛ ظرفیت و نوع کالاهایی که از یک مرز زمینی عبور میکنند با حمل دریایی متفاوت است. اما چنین مسیرهایی میتوانند در شرایطی که شرکتها به دنبال کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی هستند، اهمیت بیشتری پیدا کنند.
برای صاحبان کالاهایی که مقصدشان ارمنستان یا کشورهای متصل به شبکه حملونقل قفقاز است، ارسال بار زمینی به ارمنستان میتواند یکی از گزینههایی باشد که در کنار مسیرهای دیگر مورد بررسی قرار گیرد.
مسیرهای شمالی میتوانند اهمیت بیشتری پیدا کنند
در صورت ادامه محدودیت در جنوب، نگاه فعالان تجارت به مسیرهای شمالی نیز میتواند بیشتر شود.
روسیه در این میان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ارتباط تجاری ایران و روسیه تنها به حمل دریایی محدود نمیشود و شبکهای از مسیرهای جادهای، ریلی و دریایی در چارچوب کریدور شمال–جنوب وجود دارد.
این مسیر در سالهای اخیر بهعنوان یکی از گزینههای مهم برای اتصال ایران به روسیه و بازارهای شمالی و همچنین دسترسی به شبکه حملونقل اوراسیا مورد توجه قرار گرفته است.
در چنین شرایطی، حمل هوایی نیز برای کالاهایی که ارزش بالاتر، حجم کمتر یا فوریت بیشتری دارند، اهمیت پیدا میکند.
چرا حمل هوایی در شرایط بحرانی مهمتر میشود؟
حمل هوایی نمیتواند جایگزین حمل دریایی برای کالاهای حجیم و سنگین باشد؛ اما در یک زنجیره تأمین، همه کالاها به یک روش حمل نیاز ندارند.
قطعات صنعتی ضروری، کالاهای با ارزش بالا، نمونههای تجاری، اسناد، تجهیزات حساس و محمولههایی که تأخیر آنها هزینه زیادی ایجاد میکند، ممکن است با روش هوایی ارسال شوند.
بنابراین در شرایطی که مسیرهای دریایی با تأخیر مواجه شدهاند، برخی شرکتها ممکن است برای جلوگیری از توقف فعالیت خود، بخشی از محمولههای فوری را به حمل هوایی منتقل کنند.
برای نمونه، در تجارت با روسیه، ارسال بار هوایی به روسیه میتواند برای محمولههایی مطرح باشد که زمان تحویل در آنها اهمیت بیشتری از هزینه حمل دارد.
البته استفاده گسترده از حمل هوایی به دلیل هزینه بالاتر، محدودیت وزن و حجم و ظرفیت محدود هواپیماهای باری، راهکاری برای تمام کالاها نیست.
آیا حمل هوایی میتواند مشکل تجارت ایران را حل کند؟
خیر؛ اما میتواند بخشی از آن را مدیریت کند.
تجارت بینالمللی به یک شبکه چندلایه نیاز دارد. حمل دریایی برای محمولههای حجیم، حمل زمینی برای تجارت منطقهای و حمل هوایی برای کالاهای فوری، در این شبکه نقشهای متفاوتی دارند.
اگر محدودیتهای دریایی طولانی شود، احتمالاً فعالان اقتصادی به سمت ترکیبی از این روشها حرکت خواهند کرد؛ به این معنی که ممکن است یک محموله بهصورت دریایی، محموله دیگری زمینی و بخش فوری دیگری هوایی منتقل شود.
در واقع، آینده تجارت ایران در چنین شرایطی بیش از آنکه به حذف یک روش حمل و جایگزینی کامل آن با روش دیگر وابسته باشد، به تنوعبخشی به مسیرهای حمل وابسته خواهد بود.
خلیج فارس؛ تجارت دریایی همچنان اهمیت دارد
با وجود تمام محدودیتها، نمیتوان نقش خلیج فارس را در تجارت ایران نادیده گرفت.
کشورهای جنوبی خلیج فارس همچنان بخشی از شبکه تجاری منطقه را تشکیل میدهند و بنادر این کشورها در تجارت، ترانزیت و توزیع کالا نقش دارند.
بحرین نیز در این شبکه قرار دارد و برای بخشی از فعالان تجاری، مسیر دریایی همچنان یکی از گزینههای انتقال کالا به این بازار محسوب میشود. به همین دلیل، حتی در شرایط فعلی، ارسال بار دریایی به بحرین میتواند برای محمولههایی که فوریت بالایی ندارند در چارچوب بررسی گزینههای حمل مورد توجه قرار گیرد.
البته در شرایط متغیر فعلی، زمان حمل و امکانپذیری هر مسیر باید پیش از ارسال محموله بهصورت جداگانه بررسی شود؛ زیرا وضعیت بنادر و تردد کشتیها ممکن است در فاصله کوتاه تغییر کند.
افزایش هزینه حمل؛ مهمترین پیامد اقتصادی محدودیتها
یکی از نخستین آثار اختلال در شبکه حملونقل، افزایش هزینه است.
وقتی یک مسیر عادی با ریسک یا محدودیت مواجه میشود، شرکت حمل ممکن است مجبور شود مسیر طولانیتری انتخاب کند، محموله را در نقطه دیگری جابهجا کند یا از روش حمل سریعتری استفاده کند.
هر یک از این تغییرات میتواند هزینه نهایی را افزایش دهد.
از سوی دیگر، هزینه سوخت نیز نقش مهمی دارد. قیمت نفت در روزهای اخیر همچنان تحت تأثیر تحولات منطقهای قرار داشته است و گزارش رویترز در ۱۷ سپتامبر نشان میدهد نفت برنت پس از کاهش روز قبل، همچنان در محدوده بالای ۱۰۰ دلار معامله شده است.
افزایش هزینه سوخت میتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم روی هزینه حمل دریایی، جادهای و هوایی اثر بگذارد.
آیا قیمت کالاها در ایران افزایش پیدا میکند؟
افزایش هزینه حمل میتواند یکی از عوامل افزایش قیمت تمامشده کالا باشد، اما نباید هر افزایش قیمت را مستقیماً به محدودیتهای حملونقل نسبت داد.
قیمت نهایی کالا علاوه بر حمل، به نرخ ارز، هزینه تأمین مالی، تعرفهها، مالیات، هزینه انبارداری، میزان عرضه و تقاضا و وضعیت بازار نیز وابسته است.
با این حال، اگر یک شرکت برای واردات کالای مشخصی مجبور شود از مسیر گرانتر یا طولانیتری استفاده کند، هزینه لجستیک آن کالا افزایش خواهد یافت و در صورت انتقال این هزینه به زنجیره فروش، میتواند بخشی از قیمت نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.
این اثر برای کالاهایی که ارزش آنها نسبت به هزینه حمل پایینتر است، میتواند محسوستر باشد.
شرکتهای تجاری در صورت ادامه بحران چه خواهند کرد؟
اگر محدودیتهای منطقهای برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، احتمالاً شرکتها بیش از گذشته به سمت مدیریت ریسک زنجیره تأمین حرکت خواهند کرد.
نگهداری موجودی بیشتر، استفاده از چند تأمینکننده، انتخاب چند مسیر حمل، تقسیم محمولهها و استفاده ترکیبی از حمل زمینی، دریایی و هوایی از جمله راهکارهایی است که میتواند وابستگی به یک مسیر خاص را کاهش دهد.
این رویکرد البته هزینههایی نیز دارد. نگهداری موجودی بیشتر به سرمایه در گردش نیاز دارد و مسیرهای جایگزین ممکن است گرانتر باشند.
اما برای برخی شرکتها، افزایش هزینه لجستیک ممکن است در مقابل ریسک توقف کامل فعالیت تجاری قابلقبولتر باشد.
آینده تجارت ایران به سمت چندمسیره شدن میرود؟
اگر محدودیتهای منطقهای ادامه پیدا کند، یکی از مهمترین تغییرات احتمالی در تجارت ایران افزایش اهمیت مسیرهای جایگزین خواهد بود.
در چنین شرایطی، تجارت با کشورهای همسایه و بازارهایی که از طریق مسیر زمینی قابل دسترسی هستند، میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند. همزمان، مسیرهای شمالی به سمت روسیه و آسیای مرکزی و مسیرهای هوایی برای محمولههای خاص نیز میتوانند سهم بیشتری در شبکه حمل داشته باشند.
توافق اخیر ایران و ارمنستان برای ایجاد کریدور گمرکی سادهشده نوردوز–مغری را نیز میتوان در همین چارچوب بررسی کرد؛ اقدامی که با هدف تسهیل عبور کالا در یک مسیر زمینی مهم انجام شده است.
با این حال، هیچکدام از این مسیرها در کوتاهمدت ظرفیت جایگزینی کامل حمل دریایی را ندارند. مسئله اصلی ایجاد یک شبکه متنوعتر است تا تجارت ایران در برابر اختلال یک مسیر خاص آسیبپذیری کمتری داشته باشد.
جمعبندی؛ تجارت ایران در برابر یک آزمون لجستیکی
ادامه محدودیتهای منطقهای میتواند تجارت ایران را وارد مرحلهای کند که در آن تنوع مسیرهای حملونقل اهمیت بیشتری از گذشته پیدا کند.
کاهش شدید تردد کشتیها در تنگه هرمز، همزمان با کاهش تردد در بابالمندب، نشان میدهد که شرایط حملونقل دریایی منطقه همچنان با نااطمینانی قابلتوجهی همراه است.
در چنین شرایطی، حمل زمینی از مرزهای شمالی و غربی، حمل هوایی برای کالاهای فوری و مسیرهای دریایی جایگزین، میتوانند هرکدام بخشی از بار تجارت ایران را بر عهده بگیرند.
اما آینده تجارت ایران صرفاً به پیدا کردن یک «مسیر جایگزین» وابسته نیست. مسئله اصلی ایجاد شبکهای از مسیرهای متنوع است که بتواند در برابر تغییرات ناگهانی، بخشی از جریان کالا را حفظ کند.
اگر محدودیتهای منطقهای کوتاهمدت باشند، بازار حملونقل ممکن است پس از کاهش تنشها به شرایط عادی نزدیک شود. اما اگر این محدودیتها طولانی شوند، احتمالاً شرکتهای ایرانی و شرکای تجاری آنها مجبور خواهند شد ساختار حملونقل خود را بازطراحی کنند؛ تغییری که میتواند مسیرهای زمینی، هوایی و کریدورهای شمالی را در تجارت ایران پررنگتر از گذشته کند.

«سلام من مهناز رستمی هستم؛ ۴۰ ساله و با بیش از ۱۸ سال تجربهی حرفهای در عرصهی روزنامهنگاری و خبر. مسیر کاریام را از علاقهی عمیق به نوشتن و روایت واقعیت آغاز کردم و در این سالها تلاش کردهام خبر را نه فقط بهعنوان یک گزارش ساده، بلکه بهعنوان ابزاری برای آگاهیبخشی، ایجاد گفتوگو و ارتقای سطح دانش جامعه ارائه کنم.
دارای مدرک کارشناسی هستم و در طول این سالها در رسانههای مختلف فعالیت کردهام؛ از پوشش خبرهای روز گرفته تا نگارش تحلیلهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. همواره کوشیدهام با قلمی روان، نگاه نقادانه و توجه به جزئیات، محتوایی تولید کنم که برای مخاطبان هم جذاب و هم قابل اعتماد باشد.
اصول کاری من بر پایهی صداقت، سرعت و دقت بنا شده است. باور دارم که خبرنگار باید هم چشم بینای جامعه باشد و هم صدای آن؛ بنابراین همیشه تلاش کردهام روایتهایم فراتر از انتقال اطلاعات باشند و به شکل تحلیلهای اثرگذار در ذهن خواننده باقی بمانند.
در «چکاوک سحر» هدف من این است که خبرهای معتبر و تحلیلهای کاربردی را در اختیار مخاطبان قرار دهم؛ محتوایی که هم برای خوانندگان عمومی و هم برای متخصصان حوزههای مختلف ارزشمند باشد. من اعتقاد دارم که خبر کوتاه و موجز، اگر درست و دقیق نوشته شود، میتواند بیش از هر متن طولانی تأثیرگذار باشد.
امروز، پس از سالها تجربه، همچنان با همان انگیزهی اولیه قلم میزنم؛ با این باور که هر خبر درست میتواند دریچهای تازه به جهان باز کند و هر روایت صادقانه میتواند اعتماد و آگاهی را در جامعه گسترش دهد.»