سرمربی جدید پرسپولیس به خوبی میداند روی نیمکتی نشسته که هواداران تنها پیروزی و قهرمانی میخواهند و هر اتفاقی غیر از این، او را به لبه پرتگاه خواهد برد. مهدی تارتار در شرایطی پا به این چالش بزرگ گذاشته که تقریباً همه ابزارهای مورد نیاز برای موفقیت در اختیار او قرار گرفته و دیگر هیچ بهانهای برای توجیه نتایج ضعیف باقی نمانده است.
تارتار و فرصتی استثنایی در پرسپولیس
مهدی تارتار در حالی نخستین فصل حضور خود روی نیمکت پرسپولیس را آغاز میکند که تقریباً هر آنچه برای شکل دادن به تیم مورد نظرش نیاز داشته، در اختیار او قرار گرفته است. از جذب بازیکنان مدنظرش گرفته تا برگزاری اردوهای پیشفصل و فرصت کافی برای اجرای ایدههای تاکتیکی. حالا دیگر بهانهای برای این مربی باقی نمانده و هر نتیجهای که پرسپولیس در فصل پیشرو کسب کند، بیش از هر چیز به نام خود او نوشته خواهد شد.
تارتار پس از حضور در پرسپولیس خیلی زود سراغ بازیکنانی رفت که شناخت مناسبی از آنها داشت. جذب ۶ بازیکن سابق او از گلگهر سیرجان نشان میدهد سرمربی سرخها تنها به دنبال پر کردن فهرست تیم نبوده، بلکه قصد داشته بخشی از تفکرات تاکتیکی خود را از طریق بازیکنانی که پیشتر در تیمهای تحت هدایتش کار کردهاند، به پرسپولیس منتقل کند.

خریدهای تارتار؛ شمشیر دولبه یا نقطه قوت؟
این انتخابها از یک منظر کاملاً قابل دفاع است. تارتار در طول نزدیک به یک دهه مربیگری در لیگ برتر فوتبال ایران، همواره تیمهایی ساخته که بخش مهمی از هویت آنها بر سازمان دفاعی، فشردگی خطوط، کم کردن فضای بازی برای حریف و استفاده از انتقال سریع استوار بوده است. طبیعی است مربی که حالا به بزرگترین نیمکت دوران مربیگریاش رسیده، بخواهد بازیکنانی را در اختیار داشته باشد که زبان تاکتیکی او را میفهمند و پیشتر توانستهاند خواستههایش را در زمین اجرا کنند.
اما همین نقطه میتواند به پاشنه آشیل تارتار در پرسپولیس تبدیل شود. وقتی یک مربی در تیمی بزرگ، بخش قابل توجهی از انتخابهای نقلوانتقالاتی را بر اساس شناخت شخصی و تاکتیکی خود انجام میدهد، دیگر نمیتواند پس از چند هفته عملکرد نامطلوب، مشکلات را به گردن بسته نشدن تیم یا انتخاب بازیکنان توسط دیگران بیندازد. تارتار عملاً برای اجرای فوتبال مورد نظر خود سرمایهگذاری کرده و حالا باید در زمین مسابقه پاسخ این سرمایهگذاری را بدهد.
تفاوت پرسپولیس با تیمهای قبلی تارتار
تارتار این بار برخلاف بسیاری از تیمهایی که پیش از این هدایت کرده، با شرایط متفاوتی مواجه است. در تیمهای قبلی، شاید کسب نتایج قابل قبول، قرار گرفتن در نیمه بالایی جدول یا ساختن تیمی منظم و کماشتباه میتوانست برای ادامه کار یک مربی کافی باشد، اما پرسپولیس چنین فضایی ندارد. هوادار این تیم از تیمش تنها امتیاز نمیخواهد. آنها انتظار دارند پرسپولیس مدعی باشد، برای قهرمانی بجنگد، در بیشتر مسابقات ابتکار عمل را در اختیار داشته باشد و در کنار نتیجه، فوتبال قابل قبول و رو به جلویی ارائه کند.
به همین دلیل است که تارتار خیلی خوب میداند صرف نتیجهگیری هم نمیتواند تضمینی برای ادامه حضورش روی نیمکت سرخها باشد. اگر پرسپولیس برنده شود اما فوتبالی ارائه دهد که هوادار را قانع نکند، فشارها آغاز خواهد شد و اگر نتیجه هم نباشد، این فشار چند برابر میشود. تارتار در واقع وارد باشگاهی شده که در آن فاصله میان «قابل قبول بودن» و «موفق بودن» بسیار زیاد است و این بزرگترین چالش دوران مربیگری او محسوب میشود.
چالش سیستم دفاعی در تیم هجومی
نکته مهمتر در تیم جدید تارتار، ایدههای تاکتیکی اوست. سرمربی پرسپولیس در تمرینات پیشفصل نشان داده که قصد ندارد خود را به یک سیستم ثابت محدود کند. استفاده از دفاع سه نفره یکی از گزینههایی است که در تمرینات مورد آزمایش قرار گرفته و در کنار آن، سیستمهای مبتنی بر خط دفاع چهار نفره نیز در برنامه کاری او قرار دارد.
این انعطاف تاکتیکی اگر به درستی اجرا شود، میتواند یک امتیاز مهم برای پرسپولیس باشد. تیمی که بتواند در جریان مسابقه شکل خود را تغییر دهد، از سه مدافع به چهار مدافع برسد یا در زمان مالکیت شکل تهاجمیتری پیدا کند، میتواند حریفان را با مشکلات بیشتری مواجه کند.
اما روی دیگر این ماجرا برای سرخها خطرناک به نظر میرسد. دفاع سه نفره زمانی جواب میدهد که فاصله میان مدافعان، هافبکها و مهاجمان کاملاً کنترل شده باشد. اگر تیم هنگام از دست دادن توپ نتواند به سرعت آرایش خود را تغییر دهد، فضاهای زیادی در کنارهها و پشت مدافعان ایجاد خواهد شد. همچنین تارتار باید به این نکته توجه داشته باشد که هوادار پرسپولیس بازی دفاعی نمیخواهد و در بیشتر مسابقات انتظار مالکیت توپ و خلق موقعیتهای متعدد گلزنی را دارد.
پایان دوران آزمایش؛ زمان قضاوت فرا رسیده است
تارتار دیگر در حاشیه امن نیست. او تیم را مطابق تفکراتش ساخته، بازیکنان مورد اعتمادش را به خدمت گرفته و در تمرینات نیز ایدههای تاکتیکیاش را آزمایش کرده است. از اینجا به بعد، همه چیز به مسابقه رسمی منتقل میشود. سرمربی جدید سرخها اگرچه رابطه تنگاتنگی با برخی اهالی رسانه دارد تا شاید بتواند اهرم فشار را با حضور آنها در مواقع بحرانی کم کند، اما به خوبی میداند شعارهای هواداری در استادیومها دیگر خیلی دست دوستانش نیست و تماشاگر بازیهای پرسپولیس خیلی خودجوش میتواند شعارش را تهیه و به گوش تارتار برساند.
تارتار باید ثابت کند بازیکنانی که با شناخت قبلی انتخاب کرده، میتوانند در سطح انتظارات پرسپولیس بازی کنند. باید نشان دهد دفاع سه نفرهاش تنها یک ایده تمرینی نیست و میتواند در مسابقات رسمی مقابل تیمهای مختلف جواب بدهد. باید ثابت کند استفاده از دفاع خطی نیز میتواند بدون از بین بردن قدرت تهاجمی تیم، تعادل لازم را ایجاد کند. و البته باید مهمترین خواسته هواداران که پیروزی و قهرمانی است را برآورده کند.
جمعبندی؛ لبه پرتگاه یا صعود به قله؟
فصل هنوز آغاز نشده و طبیعتاً نمیتوان درباره موفقیت یا شکست تارتار قضاوت کرد، اما نشانههای یک واقعیت روشن است: او در پرسپولیس فرصت ساختن تیم مورد نظرش را داشته است. ۶ بازیکن سابقش را به این تیم آورده، ساختار مورد علاقهاش را دنبال کرده و در پیشفصل مشغول آزمودن سیستمهای مختلف بوده است.
حالا اما دوران آزمایش به پایان نزدیک میشود. از روزی که سوت مسابقات رسمی به صدا دربیاید، دیگر کسی از هوادار پرسپولیس نخواهد پرسید تارتار چه سیستمی را دوست دارد یا کدام بازیکن را خودش انتخاب کرده است. تنها چیزی که اهمیت خواهد داشت، عملکرد تیم در زمین، تعداد بردها، کیفیت فوتبال و جایگاه پرسپولیس در جدول خواهد بود.
تارتار در تیمهای قبلی خود توانسته بود با ساختن ساختارهای دفاعی منظم، برای خودش اعتبار بسازد؛ اما پرسپولیس از او چیزی فراتر میخواهد. او باید تیمی بسازد که هم نبازد و هم خوب بازی کند؛ هم دفاع کند و هم حمله؛ هم منظم باشد و هم تهاجمی. این همان جایی است که پروژه تارتار وارد سختترین مرحله خود میشود. پروژهای که تمام خریدهایش با امضای سرمربی انجام شده و حالا باید در زمین مسابقه پاسخ بدهد. برای تارتار دیگر چیزی میان «موفقیت» و «ناکامی» وجود ندارد؛ پرسپولیس او را به نقطهای رسانده که هر لغزش میتواند فشارها را بیشتر کند و او را به لبه پرتگاه نزدیکتر سازد.

«سلام من مهناز رستمی هستم؛ ۴۰ ساله و با بیش از ۱۸ سال تجربهی حرفهای در عرصهی روزنامهنگاری و خبر. مسیر کاریام را از علاقهی عمیق به نوشتن و روایت واقعیت آغاز کردم و در این سالها تلاش کردهام خبر را نه فقط بهعنوان یک گزارش ساده، بلکه بهعنوان ابزاری برای آگاهیبخشی، ایجاد گفتوگو و ارتقای سطح دانش جامعه ارائه کنم.
دارای مدرک کارشناسی هستم و در طول این سالها در رسانههای مختلف فعالیت کردهام؛ از پوشش خبرهای روز گرفته تا نگارش تحلیلهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. همواره کوشیدهام با قلمی روان، نگاه نقادانه و توجه به جزئیات، محتوایی تولید کنم که برای مخاطبان هم جذاب و هم قابل اعتماد باشد.
اصول کاری من بر پایهی صداقت، سرعت و دقت بنا شده است. باور دارم که خبرنگار باید هم چشم بینای جامعه باشد و هم صدای آن؛ بنابراین همیشه تلاش کردهام روایتهایم فراتر از انتقال اطلاعات باشند و به شکل تحلیلهای اثرگذار در ذهن خواننده باقی بمانند.
در «چکاوک سحر» هدف من این است که خبرهای معتبر و تحلیلهای کاربردی را در اختیار مخاطبان قرار دهم؛ محتوایی که هم برای خوانندگان عمومی و هم برای متخصصان حوزههای مختلف ارزشمند باشد. من اعتقاد دارم که خبر کوتاه و موجز، اگر درست و دقیق نوشته شود، میتواند بیش از هر متن طولانی تأثیرگذار باشد.
امروز، پس از سالها تجربه، همچنان با همان انگیزهی اولیه قلم میزنم؛ با این باور که هر خبر درست میتواند دریچهای تازه به جهان باز کند و هر روایت صادقانه میتواند اعتماد و آگاهی را در جامعه گسترش دهد.»