روزنامه جوان: سینمای کودک در بخش مراقبتهای ویژه قرار دارد / جشنوارهها به مراسمی تشریفاتی تبدیل شدهاند
روزنامه جوان در گزارشی با عنوان «کودکی از پرده سینما کوچ کرده است»، به بررسی بحران عمیق سینمای کودک ایران پرداخته و هشدار داده است که این ژانر که روزگاری مایه مباهات سینمای ایران بود، امروز به حاشیه رانده شده و اگر چارهای اندیشیده نشود، بخشی از حافظه فرهنگی و رؤیاهای جمعی نسل آینده از دست خواهد رفت.
به گزارش خبرنگار ما، این روزنامه نوشته است که روزی نه چندان دور، سینمای کودک ایران محل قرار نسلها بود؛ جایی که کودکان با شوق وارد سالنهای تاریک میشدند و با دنیایی روشنتر از آن بیرون میآمدند. آثاری مانند «قصههای مجید»، «گلنار»، «مدرسه موشها»، «سازدهنی» و «بادکنک سفید» تنها چند فیلم نبودند، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان محسوب میشدند. اما امروز، فیلمسازان از این ژانر فاصله گرفتهاند، سرمایهگذاران رغبتی به آن ندارند و جشنوارهای که قرار بود موتور محرک این سینما باشد، بیش از آنکه جریانساز باشد، به یک مراسم سالانه تبدیل شده است.

از اقتصاد بیمار تا سیاستگذاریِ بینقشه؛ ریشههای بحران
این گزارش با اشاره به اینکه اقتصاد بیمار سینمای ایران، بیش از هر ژانر دیگری، سینمای کودک را قربانی کرده است، تأکید دارد که تولید یک فیلم کودک، تقریباً همان هزینه ساخت یک فیلم اجتماعی یا کمدی را دارد، اما احتمال بازگشت سرمایه آن به مراتب کمتر است. با این حال، نویسنده این یادداشت تأکید کرده که تقلیل همه مشکلات به اقتصاد، سادهسازی مسئله است و ریشه بحران را باید در سیاستگذاری فرهنگی جستوجو کرد؛ جایی که سالهاست سینمای کودک از اولویت خارج شده است.
در این گزارش به نقش بنیاد سینمای فارابی نیز اشاره شده و آمده است که این بنیاد طی دهههای گذشته، یکی از مهمترین نهادهای تأثیرگذار در تولید سینمای ایران بوده، اما حمایتهای موردی، هرچند ارزشمند، جای سیاستگذاری را نمیگیرد. آنچه سینمای کودک به آن نیاز دارد، یک نقشه راه روشن است؛ نقشهای که در آن، تربیت فیلمساز، توسعه فیلمنامه، حمایت از اقتباس ادبی، تضمین اکران، بازاریابی و حضور بینالمللی، حلقههای یک زنجیره واحد باشند، نه اقداماتی پراکنده.
جشنوارهای که نبض خود را از دست داده است
نویسنده این یادداشت با انتقاد از وضعیت جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، نوشته است که این جشنواره که روزگاری برای بسیاری از فیلمسازان، نقطه آغاز یک مسیر حرفهای بود، امروز بیش از آنکه جریانساز باشد، به یک رویداد تقویمی تبدیل شده است. در جهان، بسیاری از جشنوارههای معتبر، تنها محل نمایش فیلم نیستند؛ بلکه بازارهای حرفهای تولید، فروش، سرمایهگذاری، آموزش و صادرات محصولات فرهنگی هستند. اما جشنواره کودک ایران هنوز نتوانسته خود را با این تغییرات هماهنگ کند و زمان آن رسیده که به جای اصرار بر حفظ قالبهای قدیمی، تعریفی تازه از این رویداد ارائه شود.
مخاطب تغییر کرده، سینما ثابت مانده است
در ادامه این گزارش آمده است که مخاطب کودک امروز، دیگر همان مخاطب دهه ۶۰ و ۷۰ نیست. او جهان را از دریچه تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای جهانی میشناسد. رقابت با چنین فضایی، تنها با شعار حمایت از سینمای کودک ممکن نیست و اگر همچنان با نسخههای قدیمی به استقبال نسل جدید برویم، کودکان قهرمانان خود را نه در سینمای ایران، بلکه در محصولات فرهنگی دیگر کشورها جستوجو خواهند کرد.
اشتباه بزرگ سالهای اخیر این بوده که ارزش سینمای کودک را تنها با جدول فروش سنجیدهایم؛ گویی اگر فیلمی میلیاردی نفروشد، ارزش حمایت ندارد. این گزارش تأکید دارد که سینمای کودک زیرساخت تمدنی یک کشور است و بازدهی آن را باید در افقهای بلندمدت دید، نه در گزارش فروش پایان سال. هر فیلم خوب کودک، سرمایهگذاری برای آیندهای است که در آن، مخاطب آگاهتر، خلاقتر و ریشهدارتر پرورش مییابد.
سینمای کودک ایران هنوز نمرده است، اما بیتردید در بخش مراقبتهای ویژه قرار دارد. احیای آن به اراده، برنامه، سرمایهگذاری و جسارت نیاز دارد؛ همان جسارتی که روزی باعث شد بهترین فیلمسازان ایران، ساختن فیلم برای کودکان را افتخار خود بدانند. اگر امروز برای نجات سینمای کودک تصمیم نگیریم، فردا دیگر چیزی برای نجات دادن باقی نخواهد ماند. آن روز، نه یک ژانر سینمایی، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی، رؤیاهای جمعی و آینده فرزندان این سرزمین را از دست دادهایم.

«سلام من مهناز رستمی هستم؛ ۴۰ ساله و با بیش از ۱۸ سال تجربهی حرفهای در عرصهی روزنامهنگاری و خبر. مسیر کاریام را از علاقهی عمیق به نوشتن و روایت واقعیت آغاز کردم و در این سالها تلاش کردهام خبر را نه فقط بهعنوان یک گزارش ساده، بلکه بهعنوان ابزاری برای آگاهیبخشی، ایجاد گفتوگو و ارتقای سطح دانش جامعه ارائه کنم.
دارای مدرک کارشناسی هستم و در طول این سالها در رسانههای مختلف فعالیت کردهام؛ از پوشش خبرهای روز گرفته تا نگارش تحلیلهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. همواره کوشیدهام با قلمی روان، نگاه نقادانه و توجه به جزئیات، محتوایی تولید کنم که برای مخاطبان هم جذاب و هم قابل اعتماد باشد.
اصول کاری من بر پایهی صداقت، سرعت و دقت بنا شده است. باور دارم که خبرنگار باید هم چشم بینای جامعه باشد و هم صدای آن؛ بنابراین همیشه تلاش کردهام روایتهایم فراتر از انتقال اطلاعات باشند و به شکل تحلیلهای اثرگذار در ذهن خواننده باقی بمانند.
در «چکاوک سحر» هدف من این است که خبرهای معتبر و تحلیلهای کاربردی را در اختیار مخاطبان قرار دهم؛ محتوایی که هم برای خوانندگان عمومی و هم برای متخصصان حوزههای مختلف ارزشمند باشد. من اعتقاد دارم که خبر کوتاه و موجز، اگر درست و دقیق نوشته شود، میتواند بیش از هر متن طولانی تأثیرگذار باشد.
امروز، پس از سالها تجربه، همچنان با همان انگیزهی اولیه قلم میزنم؛ با این باور که هر خبر درست میتواند دریچهای تازه به جهان باز کند و هر روایت صادقانه میتواند اعتماد و آگاهی را در جامعه گسترش دهد.»