تجربه ۱۵ ساله صنعت پتروشیمی نشان میدهد؛ خصوصیسازی با حکمرانی شرکتی و شفافیت، موتور رشد تولید و سرمایهگذاری بوده است
سالهاست که درباره خصوصیسازی دو روایت متفاوت وجود دارد. یک روایت آن را نسخهای برای افزایش بهرهوری، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی میداند و روایت دیگر، آن را عامل ایجاد انحصار، رانت یا انتقال داراییهای عمومی معرفی میکند. واقعیت این است که هیچیک از این دو روایت به تنهایی پاسخگوی تجربه ایران نیست و برای درک صحیح از این فرآیند، باید به عملکرد عینی صنایع بزرگ کشور، بهویژه صنعت پتروشیمی، نگاه کرد.
اگر عملکرد ده شرکت بزرگ پتروشیمی ایران را طی پانزده سال گذشته بررسی کنیم، تصویری دقیقتر ایجاد میشود. خصوصیسازی در این شرکتها با افزایش تولید، رشد بهرهوری و افزایش سرمایهگذاری همراه بوده است. این یافته از آن جهت اهمیت دارد که شرکتهای مورد بررسی نزدیک به ۴۰ درصد تولید صنعت پتروشیمی کشور را در اختیار دارند و بخش قابل توجهی از اقتصاد انرژی ایران را نمایندگی میکنند. اما مهمتر از نتیجه، چرایی این اتفاق است.

خصوصیسازی موفق؛ از تصمیمگیری سریع تا پاسخگویی به سهامداران
خصوصیسازی زمانی موفق میشود که مدیران بتوانند سریعتر تصمیم بگیرند، منابع را بهینه تخصیص دهند، پروژههای توسعهای را با نگاه اقتصادی انتخاب کنند و پاسخگوی سهامداران باشند. در چنین شرایطی سرمایهگذاری از یک هزینه اداری به یک ابزار خلق ارزش تبدیل میشود و بهرهوری نیز به جای آنکه محصول بخشنامه باشد، نتیجه رقابت خواهد بود.
در صنعت پتروشیمی، این موضوع اهمیت مضاعف دارد. هر واحد افزایش بهرهوری در این صنعت، تنها به سود یک شرکت ختم نمیشود؛ این تغییر بر صادرات غیرنفتی، اشتغال صنعتی، توسعه صنایع پاییندستی، درآمدهای ارزی و حتی امنیت اقتصادی کشور اثر میگذارد. با این حال، بزرگترین اشتباه آن است که موفقیت این تجربه را صرفاً به «خصوصی شدن» نسبت دهیم و از نقش حکمرانی و نهادهای اقتصادی غافل شویم.
حکمرانی شرکتی و اصلاحات نهادی؛ پیشنیازهای اجتنابناپذیر
خصوصیسازی بدون حکمرانی شرکتی، بدون بازار رقابتی، بدون شفافیت مالی و بدون نظام تنظیمگری کارآمد، الزاماً به افزایش کارایی منجر نمیشود. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که انتقال مالکیت، اگر با اصلاح نهادهای اقتصادی همراه نباشد، میتواند تنها مالک را تغییر دهد و نه عملکرد را. برای همین، شاید بهتر باشد به جای تمرکز بر واژه خصوصیسازی، درباره «توانمندسازی بنگاه» صحبت کنیم.
اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به بنگاههایی نیاز دارد که بتوانند سرمایه جذب کنند، فناوری را توسعه دهند، بازارهای صادراتی را حفظ کنند و در زنجیره ارزش جهانی نقشآفرینی کنند. تحقق این هدف با واگذاری صرف مالکیت امکانپذیر نیست؛ نظام تأمین مالی، ثبات مقررات، دسترسی به فناوری، رقابت سالم، بازار سرمایه عمیق و مدیریت حرفه باید در کنار هم قرار گیرند.
- پیام اصلی برای سیاستگذاران: اگر خصوصیسازی در بستری مناسب اجرا شود، میتواند به افزایش تولید، بهرهوری و سرمایهگذاری منجر شود؛ اما اگر اصلاحات نهادی متوقف بماند، انتظار تکرار چنین نتایجی واقعبینانه نخواهد بود.
- پیام اصلی برای فعالان اقتصادی: ارزش یک بنگاه تنها به ظرفیت نصبشده یا حجم داراییهای آن وابسته نیست. کیفیت مدیریت، بهرهوری سرمایه، توان نوآوری و سرعت تصمیمگیری، تعیینکننده مزیت رقابتی در اقتصاد امروز هستند.
اکنون که ایران به دنبال توسعه زنجیره ارزش نفت و گاز، افزایش صادرات غیرنفتی و جذب سرمایه برای صنایع بزرگ است، تجربه صنعت پتروشیمی میتواند به عنوان یک آزمایش واقعی مورد توجه قرار گیرد. این تجربه نشان میدهد که اصلاح ساختار مالکیت، هنگامی که با حکمرانی اقتصادی مناسب همراه شود، میتواند موتور رشد صنعتی را به حرکت درآورد.
در نهایت، پرسش اصلی دیگر این نیست که «خصوصیسازی خوب است یا بد؟» پرسش واقعی این است که چه نوع خصوصیسازی، با چه قواعدی، در چه محیط نهادی و با چه سازوکار نظارتی، میتواند ثروت ملی را افزایش دهد؟ پاسخ به این سؤال، آینده بسیاری از صنایع راهبردی ایران را رقم خواهد زد و تجربه پانزدهساله صنعت پتروشیمی، گواهی زنده بر این حقیقت است که اصلاحات نهادی، همراه با واگذاری مالکیت، مسیر درست توسعه اقتصادی است.

«سلام من مهناز رستمی هستم؛ ۴۰ ساله و با بیش از ۱۸ سال تجربهی حرفهای در عرصهی روزنامهنگاری و خبر. مسیر کاریام را از علاقهی عمیق به نوشتن و روایت واقعیت آغاز کردم و در این سالها تلاش کردهام خبر را نه فقط بهعنوان یک گزارش ساده، بلکه بهعنوان ابزاری برای آگاهیبخشی، ایجاد گفتوگو و ارتقای سطح دانش جامعه ارائه کنم.
دارای مدرک کارشناسی هستم و در طول این سالها در رسانههای مختلف فعالیت کردهام؛ از پوشش خبرهای روز گرفته تا نگارش تحلیلهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. همواره کوشیدهام با قلمی روان، نگاه نقادانه و توجه به جزئیات، محتوایی تولید کنم که برای مخاطبان هم جذاب و هم قابل اعتماد باشد.
اصول کاری من بر پایهی صداقت، سرعت و دقت بنا شده است. باور دارم که خبرنگار باید هم چشم بینای جامعه باشد و هم صدای آن؛ بنابراین همیشه تلاش کردهام روایتهایم فراتر از انتقال اطلاعات باشند و به شکل تحلیلهای اثرگذار در ذهن خواننده باقی بمانند.
در «چکاوک سحر» هدف من این است که خبرهای معتبر و تحلیلهای کاربردی را در اختیار مخاطبان قرار دهم؛ محتوایی که هم برای خوانندگان عمومی و هم برای متخصصان حوزههای مختلف ارزشمند باشد. من اعتقاد دارم که خبر کوتاه و موجز، اگر درست و دقیق نوشته شود، میتواند بیش از هر متن طولانی تأثیرگذار باشد.
امروز، پس از سالها تجربه، همچنان با همان انگیزهی اولیه قلم میزنم؛ با این باور که هر خبر درست میتواند دریچهای تازه به جهان باز کند و هر روایت صادقانه میتواند اعتماد و آگاهی را در جامعه گسترش دهد.»